زادگاه موشح با اين نام و تعريفي كه گذشت ، اندلس است . نام ديگر موشح در هنگام نشأت (النوع الجميل من الشعر) است . نشأت و پيدايش آن انقلابي با شكوه بر عليه نظم قصيده وساير اوزان عروضي به حساب مي آمد، تعدد در قافيه ها آنرا به شكل واضحي از اوزان عروضي دور مي كند و از جمله اوزان عروضي كه قبل از پيدايش تواشيح شباهت زيادي به آنها داشته است مي توان ( رمل مجزوء ) و (رجز) را نام برد كه بر خلاف قصيده ، قافيه هاي متعددي داشته است و از اوزان كوتاه و زيبا به شمار مي روند .
در تاريخ صدر اسلام هنگامي كه پيامبر اكرم (ص) از مكه به مدينه هجرت نمودند . هنگامي كه اهل مدينه به استقبال پيامبر گرامي (ص) آمدند اين اشعار را كه يكي از تواشيح امروزي است جهت ترحيب از آن حضرت به صورت دسته جمعي اجرا نمودند . بديهي است نام موشح را نداشت و زماني به اين نام موسوم گشت كه اوزان متعدد با قافيه هاي مختلف ساخته شد و اين عمل در اندلس صورت پذيرفت .
در قرن نهم ميلادي در عهد حكومت مروانيان ، اندلس بدست مسلمين فتح شده بود و عده اي از مسلمين از جمله طايفه بني الاحمر در آنجا مستقر بودند از آن هنگام به تأثير از طبيعت زيبا و آب و هوائي كه فقط وصف آن در جزيره العرب بر سرزبانها بود ، اشعار شكل جديدي پيدا كرد .
از حماسي شديد به شعر لطيف و پر عاطفه تبديل شد ، از توصيف بيابان و صحرا و جنگ و خون به توصيف آبشار و گل و سبزه و بهار مبدل گرديد. از وزنهاي طولاني به وزنهاي كوتاه تغيير يافت . اين اشعار جديد كه از حيث وزن و تداول قافيه هاي متعدد با شعر مرسوم عرب تفاوت داشت «موشحات » نام گرفت و همانگونه كه عنوان شد موشحات از جهت اوزان و قوافي پديده اي تازه در شعر عربي و شورشي عليه اساليب متداول آن بود و قبل از اين قالب شعري قصيده بود .
ناگفته نماند كه قوالب شعري مستقل ديگري در كنار موشحات پديد آمد كه مي توان به (دو بيت) (مواليا) (الكان ماكان) و (القوما) اشاره نمود كه با احتساب (قصيده) و (موشح) به شش قسمت تقسيم مي شود و بعضي قالب هفتم تحت عنوان « الحماق» را نيز اضافه كردند .
اما در خصوص اينكه چه كسي اول بار در اندلس تواشيح گوئي نمود . در اين مورد نظر ابن خلدون اين است كه موشح ابتدا در اندلس پديدار شد ، و نخستين كسي كه موشح سرود در جزيرة اندلس ( مقدم بن معافر الغريري )1 يا نيريزي از شاعران امير عبدلله بن محمد المرواني بود .
سپس ابو عبدالله احمد بن عبد ربه صاحب كتاب «العقد الفريد» اين فن را از او گرفت و اين دو آنچنان اشتهاري كسب كردند كه ديگران ، تحت الشعاع نام بلند آنان قرار گرفتند . از ميان وشاحان : عباده القزاز شاعر المعتصم و ابن صحادح صاحب المريه در اين فن براعت يافتند .
چون موشح سرائي رواج يافت و گروهي از شعراء مانند ابوبكر بن زهير (1113ـ1199 ) م و ابن بقي (1145) م و ابو جعفر عبدالله اعمي الطلبيطلي (قرن چهارم تا پنجم هجري) و ابن باجه (1138) و ابن سهيل (1208 ـ 1251 ) و ابن الخطيب ( 1313 – 1374 ) م و ابن زمرك (1333ـ1389) م و بعضي ديگر در اين فن نام آور شدند .بعد از اينكه موشح به مشرق رسيد بعضي از شعراي مشرق مانند ابن سناء الملك المصري و صفي الدين الحلي و ابن نباته الفارقي و ابن حجه الحموي و ديگران آثاري دلپذير ساختند .
تغيير موضوعات به مرور زمان :
ابتدا موشحات براي غناء وضع گرديد و موضوعات آن عموماً غزل ، خمريات و وصف طبيعت بود ، سپس به مدح سلاطين و امراء راه يافت . بعد از آن موشحات در مجالس جشن از قبيل اعياد ، مراسم زفاف و مناسبتهاي ديگر مورد استفاده قرار گرفت و بعد از آن براي مدح حضرت رسول (ص) بكار بسته شد .
اين موضوع (مدح پيامبر (ص) )در كتب موشحات هنر كاملاً مستقلي محسوب شد و از شأن و منزلت والائي برخوردار شد و از حيث معنوي حامل مفاهيمي چون راستگوئي و ايمان و عشق به آن حضرت بود و از جمله وشاحيني كه قبل از ديگران در اين موضوع وارد شد (ابن الصباغ الجذامي) بود و مطلع تواشيح وي چنين بود : در كتاب (الموسوعه الموسيقيه المختصره ) (مقدم بن مصافي القيري ) ذكر شده است .و در كتاب «الموسيقي العربيه » تألبف دكتر صالح المهدي (مقدم بن معافر القبري ) آمده است و اضافه مي كند كه به شهر قبري منسوب است .(Cabra) .
*تواشيح
لا حمد بهجه . كالقمر الزاهر . في اَبرُج السعدِ
علاءُ هايسبي . بنوره الساهر . كل سني مجدِ
از هنر موشحات ، اهل تصوف نيز استفاده كردند و از پيشتازان اين امر مي توان شيخ محيي الدين بن عربي ( متوفي 638 ) و ابوالحسن الششتري متوفي 668 را نام برد .
موشحات در (زهديات) نيز مورد استفاده قرار گرفت . همچون (زهديات ابن عبد ربه ) كه عبارتند از قصيده هايي است كه بعد از توبه اش سرود تا مايه تكفير گناهان باشد و آنها را (محصنات) نام نهاد .
نيز وارد است كه سه موضوع مدح حضرت پيامبر و تصوف وزهديات توسط ابن الصباغ جذامي در يك موشح سروده شده است كه مطلع آن چنين است :
طلع الصبح رايه الفجر فتبدي المكتوم من سّري
گر چه در حال حاضر غرض اغلب موشحات مدح و تضرع و دعا است ولي وارد است كه براي رثاء هم بكار گرفته شده است . چنانچه ابن حزمون را در موضوع رثاء مي توان نام برد همانگونه در موضوع هجاء نيز موشح سروده است . به مرور زمان موضوع مدح حضرت رسول (ص) نزد عامه و اماميه بر ساير موضوعات تفوق يافت و اسم «تواشيح»* را به خود گرفت و به صورت وسيعي متداول گشت و نزد ما شيعيان مدح ساير معصومين نيز اضافه گرديد و نيز استغاثه و توسل وندبه نيز به آن اضافه شد . موضوع مشخصي از موشحات است كه دال بر مدح حضرت پيامبراست.(این مطلب ازسایت ثقلین گرفته شده است
ایاااا