اخفاء 
هر گاه بعد از تنوین یا نون ساكنه یكی از حروف پانزده گانه زیر قرار گیرد، چه در یك كلمه یا دو كلمه باشند، تنوین و نون ساكنه، اخفاء شده و با غُنّه طبیعی (خفیف) ادا می‌گردد. زیرا مخرج نون با مخارج حروف مزبور نه چندان فاصله دارد، كه مانند حروف حلقی اظهار شود، و نه آن قدر نزدیك است، تا مثل حروف یرملون ادغام گردد، بلكه میان اظهار و ادغام كه همان «اخفاء» است ادا می‌شود. در این حالت زبان به مخرج نون گذارده نمی‌شود و باید صدا را اندكی كشید، تا اخفاء حاصل گردد، و قرّاء ترك غُنّه را در حال اخفاء جایز نمی‌دانند. 
علامت اخفاء حرف «ف» یا یك نقطه است كه در بعضی قرآنها بالای آن حرف می‌گذارند. 
حروف پانزده گانه عبارتند از: 
1. تاء مانند: اَنْتُم ـ جَنّاتٍ تَجری 
2. ثاء مانند: اُنْثی ـ صَبّاً ثُمَّ[7] 
3. جیم مانند: یُنجی ـ غَسّاقاً جزاءً[8] 
4. دال مانند: اَنْداداً ـ كَأساً دِهَاقاً[9] 
5. ذال مانند: اَنذِرْهُم[10] ـ حكیمٌ ذلِكَ 
6. زاء مانند: مَنْزِلاً ـ مُبارَكَهٍ زَیتُونَهٍ 
7. سین مانند: مِنْسأتِهِ[11] ـ خَالِصاً سَابِغاً 
8. شین مانند: أنْشأنَا ـ صَبّارٍ شكُور[12] 
9. صاد مانند: یَنصُرُ ـ رِیحاً صَرْصَراً[13] 
10. ضاد مانند: مَنْضُود ـ مُسْفِرهٌ ضَاحِكَهٌ[14] 
11. طاء مانند: فَانْطَلَقَ ـ صَعیداً طَیّباً[15] 
12. ظاء مانند: اُنْظُرْ ـ ظِلّاً ظَلِیلاً[16] 
13. فاء مانند: اَنفُسَهُمْ ـ خَالِداً فِیهَا[17] 
14. قاف مانند: یُنقذونَ ـ سَمِیعٌ قَرِیبٌ[18] 
15. كاف مانند: مِنكُم ( كِتابٌ كَریمٌ.[19] 
ادغام كبیر 
ادغام بر دو نوع است: ادغام كبیر و ادغام صغیر 
ادغام كبیر آن است كه «مُدغم» و «مدغمٌ فیه» متحرك باشند كه در این صورت اولی را ساكن و در دوم ادغام می‌كنند. 
و چون در این نوع ادغام یك عمل بیشتر از ادغام صغیر انجام می‌گیرد (یعنی ساكن كردن مُدغم) بدین سبب آن را اذغام كبیر نامیده‌اند. 
ادغام كبیر بر دو نوع است: 
1. هر گاه مُدغم و مُدغمٌ فیه متماثل و در یك كلمه قرار داشته باشند، و مطابق قواعد صرفی ادغام شده باشند، ادغام آن لازم است مانند: مَدَّ (گسترد) ضَالّینَ[20] (گمراهان) كه در اصل مَدَدَ و ضالِلینَ بوده است. 
2. چنانچه مُدغم و مدغمٌ فیه در دو كلمه قرار داشته باشند، خواه متماثل یا متجانس یا متقارب باشند، بعضی قرّاء ادغام را جایز دانسته‌اند، مانند: سَیَقُولُ لَكَ ـ یَعْلَمُ ما ـ ذَلِكَ كَتَبْنَا. 
ادغام صغیر 
آن است كه مُدغم ساكن و مدغمٌ فیه متحرك باشد كه در این صورت اولی را در دومی ادغام می‌نمایند مانند: فَاضْرِبْ بِهِ كه به صورت فَاضْرِبِّهِ تلفظ می‌شود. 
ادغام صغیر بر سه قسم است: متماثل ـ متجانس ـ متقارب. ادغام حروف متماثل: هر گاه دو حرف مانند هم پهلوی یكدیگر قرار گیرند اعم از آن كه در یك یا دو كلمه قرار داشته باشند، ادغام آنها لازم است و آن را ادغام متماثلین می‌نامند مانند: قُلْ لَهُم ـ مِنْ نارِهِ. 
ادغام حروف متجانس: هر گاه دو حرف متجانس، یعنی حرفی كه از جهت مخرج حروف یكی باشند، ولی در صفات (مانند شجری ـ نطعی ـ ذولقی و اَسَلی[21]) متغایر باشند، پهلوی هم قرار گیرند، اعم از آن كه در یك یا دو كلمه باشند، ادغام آنها لازم است، و آن را ادغام متجانسین می‌گویند مانند: وَجَدْتُ (یافتم) ـ حَصَدْتُمْ[22] (درو كردید). 
ادغام حروف متقارب: چنانچه دو حرف متقارب یعنی دو حرفی كه مخرجشان نزدیك هم است پهلوی هم واقع شوند، چه در یك كلمه باشد یا در دو كلمه، ادغام آنها جایز است و آن را ادغام متقاربین می‌گویند. مگر در مواردی كه در اثر ادغام، تغییری در معنا عارض شود، و یا كلام ثقیل و از فصاحت خارج گردد مانند: اِذْتَأذّنَ[23] (هنگامی كه اعلام نمود) ـ اِذْزَیَّنَ (وقتی كه زینت داد) ـ قَدْ جاءَ (به تحقیق آمد). قابل ذكر است كه ادغام متجانسین و متقاربین در حروف حلقی و شفهی ثقیل و از فصاحت بدور است مانند: فَاصْفَح‏ْ عَنْهُمْ[24] (پس از كافران اعراض كن). 
و نیز همزه و الف در هیچ حرفی ادغام نمی‌شود و هیچ حرفی هم در آنها ادغام نمی‌گردد. 
اِدْغام 
ادغام مصدر باب افعال است و به معنای داخل كردن حرفی در حرف دیگر می‌باشد. به طوری كه اثری از حرف اول باقی نماند و زبان فقط یك مرتبه در ادای آن برداشته شود و یك حرف مشدّد تلفظ گردد. 
حرف اول را «مُدغم» ادغام شده و حرف دوم را «مُدغَمٌ فِیهِ» ادغام شده در آن می‌نامند. 
حالت اول: آن است كه حرف اول و دوم متماثل باشند مانند: 
قدْ دَخَلوا[25] كه دال اول در دوم ادغام و یك دال مشدد تلفظ می‌شود مانند: قَدَّخَلُوا. 
حالت دوم: آن است كه حرف اول و دوم مانند هم نباشند كه، در این صورت باید ابتدا حرف اول، را لفظاً از جنس حرف دوم نمود، و سپس مانند حالت اول دو حرف را در یكدیگر ادغام كرد مانند: مِنْ لَدُن كه نون ساكن كلمه اول لفظاً به لام كلمه دوم تبدیل می‌گردد و دو حرف «لام» در هم ادغام و یك لام مشدّد ادا می‌شود مانند: مِلّدُنْ.[26] 
فایده و منظور از ادغام تسهیل و روانی در تكلّم است. علامت ادغام تشدید (ـّ) است كه در بعضی از قرآنها بالای «مدغمٌ فیه» گذاشته می‌شود. 
اِذْلاق 
مصدر باب اِفعال است و به معنی تندی و تیزی و روانی زبان می‌باشد. شش حرف از حروف الفبا دارای این صفت هستند كه عبارتند از: (ل ـ ن ـ ز ـ ف ـ ب ـ م) و جهت سهولت یادگیری و به خاطر سپردن، آنها را در كلمات زیر جمع كرده‌اند: فَرَّ مِنْ لُبٍّ (از عقل فرار كرد). 
این حروف را كه به تندی و سرعت اداء می‌شوند حروف مُذْلِقَه می‌گویند. به اعتبار آن كه سه حرف اول (لِثوی) از كنار و تیزی سر زبان و سه حرف آخر (شفهی) از كنار لبها خارج می‌شوند. 
اِسْتِعَاذه 
در حقیقت پناه بردن به خداوند از شر و نقشه‎های شیطان است، مستحبّ است پیش از آغاز قرائت قرآن، قاری به خداوند پناه ببرد، چنانكه قرآن مجید می‎فرماید: فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ[27] (یعنی هنگامیكه اراده خواندن قرآن نمائی از شیطان رانده شده به خدا پناه ببر).



وبلاگ فرهنگی مذهبی موعود كاشمر

انجمن قاریان قرآن جوانان مهدیه صاحب الزمان(عج) کاشمر ثبت 209200164

http://mouoodkashmar.blogfa.com



+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور ۱۳۹۱ساعت 10:58  توسط حاج رحیم شریفی  |